Friday, August 22, 2008

روز خبرنگار و یک هدیه مخصوص برای شاهرودی


امروز روز خبرنگار است به سرم زده این عکس را ببرم دفتر ملاقات مردمی‌هاشمی شاهرودی و بگویم: جناب شاهرودی به چشم های دختر یعقوب مهرنهاد روزنامه‌نگار و براندازی که در آستانه روز خبرنگار اعدام شده است ، نگاه کن و بعد شب آرام به خانه برگرد و مراقب باش یک تار مو از سر نوه و نتیجه و نبیره تان کم نشود که اگر چنین شد ما فردا در روزنامه‌هامان یک پیام تسلیت دراز با کلی نام و نشان برای تسلای خاطرتان چاپ می‌کنیم . اصلا اگر یک بلایی سر ما روزنامه‌نگاران روز‌نامه‌های سراسری که در حد و اندازه شما هم نیستیم بیاید هم باز در همین روزنامه‌های پایتخت سهمی داریم و پیام تسلیتی دراز لابد نصیبمان می‌شود اما این دختر پدرش “بر انداز” بوده و همین دلیل کافیست تا جایی دور و در منطقه‌ای فقیرتر از پایتخت، تنهایی غصه بخورد و لابد لحظه شماری کند برای تحقق عدالت و امنیت ملی‌ای که برای اجرایش حتما باید سر او وباقی پدرانی که زبان درازی می کنند بر دار رود .

اینجا روزنامه نیست ، اینجا خانه کوچک یک روزنامه نگار است که میان این همه دختران بی‌پدر شهر، بلاخره دلش یک جا کمی‌بیشتر می‌لرزد ودست به قلم می‌شود تا قلب خود آرام کند. نمی توانم نگویم چشمم، نی نی چشمان پریشان دختر یک روزنامه نگار برداررفته را که دید، یک لحظه چه نفرتی در دلم نشست از آنان که خودخواهانه پیام مرگ صادر می‌کنند بی‌آنکه بدانند این مرگ فقط یک نفر را نمی‌کشد . جمعیتی متصل را خانه خراب می‌کند. اینجا را فرصتی دیدم برای تبریک روز خبرنگار به صاحب چشم‌های خیسی که عکس پدر اعدام شده اش را در آغوش دارد. به دختر یعقوب میرنهاد. آخر خوب می‌دانم اگر او دختر یکی از جنس و جماعت ما روزنامه نگار ها در همین پایتخت بود بی‌شک در گوشه‌ای از روزنامه سهمی داشت تا چشم خیس خویش بیشتر نمایان سازد. اما هم او وهم پدرش و هم باقی روزنامه نگاران بلوچ و کرد و ترک و شهرستانی چنان غریب افتاده‌اند که روزنامه نگاران پایتخت نشین را نیز از هراس آنکه مبادا اتهام تجزیه طلبی و براندازی و هزار و یک انگ سنگین تر دامن آنان نیز بیالاید به سکوتی سنگین واداشت و به گمانم کمتر روزنامه‌ای جرات و توان انتشار خبر از مرگ و حبس و احضار و بر دار شدن روزنامه نگاران مرز‌نشین و یا اساسا شهرستانی ‌را دارد و اگر هم خرده شهامتی بود، جایی لابلای خبرها چنان خبر را گم می‌کنیم که گم شود و چندان به چشم اهالی قضا نیاید و نان‌مان سنگ نشود بماند که چه دل‌سنگ شده‌ایم این روزها و مرگ برایمان عادی شده‌ است انگار و اصلا باورمان شده در عصری که هیچ اطلاع رسانی شفافی از روند دادرسی و بازجویی و بازپرسی و رسیدگی به پرونده های قضایی وجود ندارد پس حتما یعقوب میرنهاد و سامان رسول پور و باقی روزنامه نگاران، عضو گروهک‌های محارب و تروریستی و مخملی و رنگی و باقی اتهامات مولود سالهای اخیر بوده اند و مرگ و حبس حق همه است و هر گونه دفاع ما نیز خطر دارد و دردسر می‌آفریند.

برای روزنامه در رثا یا سوگ روز خبرنگار هیچ ننوشتم. دلم رضا نداد میان این همه آشفتگی ملتی که همه چیزش را انگار باخته این سالها من از ناامنی در شغلی بنویسم که تازه امنیت‌اش شرف دارد به نا امنی زندگی هزاران نفر دیگر که بی‌صدا و آرام می‌میرند و فراموش می‌شوند. اما اینجا روزنامه نیست و من مثلا بنا داشتم اینجا کمی شخصی تر از دغدغه‌های خودم بنویسم اما گاهی نشد و آن گاه دیگر هم که می شود و جزئی تر از خودم و دلتنگی ها و دل مشغولی‌های خودم می نویسم مخاطبان این خانه کج خلقی و بی‌حوصلگی می‌کنند و شاید هم حق دارند. به هر حال هفده مرداد روز ما بود و من این روز را به خبرنگارانی که در شهرستان‌ها از دل فقر گزارش می‌دهند تبریک گفتم و کودکان آنان که هنوز نمی‌دانند چرا پدران و مادران‌شان یا در سقوط هواپیمای سی ۱۳۰ رفته اند یا پای چوبه دار جان دادند و یا اگر شانس آوردند وزنده ماندند به مرگ زودرس سلام گفتند .
از نوشته‌های مسیح علی‌نژاد

Thursday, August 14, 2008

بیانیه فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه


اطلاعیه مطبوعاتی


ایران: اعدام آقای یعقوب مهرنهاد

پاریس، ژنو- "فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر" (FIDH)

و "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" (OMCT)

به شدت اعدام آقای یعقوب مهرنهاد در تاریخ 4 اوت 2008 را محکوم می کنند.

آقای مهرنهاد یکی از فعالان مدنی در استان سیستان و بلوچستان و مدیر روزنامه مردم سالاری بود. او همچنین ریاست یک سازمان غیردولتی زیر عنوان "انجمن جوانان صدای عدالت" را برعهده داشت.

آقای کریم لاهیجی، نایب رییس فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر، در این رابطه اظهار داشت: "اعدام او به دنبال یک محاکمه کاملا ناعادلانه پشت درهای بسته و در غیاب وکیل مدافع و بدون حضور خانواده اش که از این دادرسی نیز اطلاع داشتند برگزار شده است." آقای یعقوب مهرنهاد فوریه گذشته به جرم ارتباط با گروه جند الله، به عنوان یک گروه مسلح بلوچ، به مرگ محکوم شد و این حکم از سوی دیوان عالی نیز مورد تأیید قرار گرفت.

فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه از این نگرانند که دلیل محکومیت و اعدام آقای یعقوب مهرنهاد، فعالیت های مسالمت آمیز وی در زمینه اعاده حقوق و استقلال اقلیت بلوچ در ایران بوده باشد. آقای لاهیجی در این خصوص می افزاید: "طی سال های اخیر، این اولین باری است که یک مدیر روزنامه و فعال جامعه مدنی اعدام می شود. این مسأله به واقع یک مانع وحشتناک اضافی برای پیشبرد حقوق بشر در جمهوری اسلامی خواهد بود." فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه از دولتمردان ایرانی می خواهند که هر چه سریعتر و بدون هیچ گونه قید و شرطی آقای ابراهیم مهرنهاد، برادر کوچکتر آقای مهرنهاد را که از 24 فوریه 2008 در زندان بسر می برد آزاد کنند. این درحالی است که دلیل بازداشت او، چاپ و انتشار حکم اعدام برادرش بوده است.

متأسفانه سرکوب فعالانی که به اقلیت های دینی و قومی تعلق دارند در ایران رو به افزایش است؛ گاهی آنان را بدون دراختیار داشتن مدارک موثق به جرم هایی مانند تروریسم، تهدید امنیت ملی و خیانت به کشور متهم می کنند. اریک سوتاس، دبیر کل سازمان جهانی مبارزه با شکنجه، در این رابطه می گوید: "به نظر می رسد که دولتمردان جمهوری اسلامی تفاوت میان دفاع مسالمت آمیز از حقوق اقلیت و حملات مسلحانه تروریستی را نمی دانند."

از ژانویه 2008 تاکنون، حدود 200 نفر در ایران اعدام شده اند. تنها در روز 27 ژوئیه تعداد 29 نفر اعدام شدند. در زمانی که تلاش برای تعلیق حکم اعدام در جهان افزایش یافته، جمهوری اسلامی با بالا بردن تعداد اعدام ها موازین جهانی حقوق بشر را به چالش طلبیده و این اعدام ها را در شرایطی که کاملا در نقض آشکار عهدنامه های بین المللی در زمینه حقوق بشر است به مورد اجرا گذاشته.

"فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر" و "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" اعدام آقای مهرنهاد را به شدت محکوم و مجددا یادآوری می کنند که با مقوله اعدام به عنوان یک عمل پست، غیرانسانی و نقض آشکار حق زندگی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر عهدنامه های بین المللی حقوق بشر نیز آمده مخالف اند.

سازمان های ما مصرانه از جمهوری اسلامی می خواهند هر چه سریعتر اعدام فعالان مدنی و مجرمان نوجوان را متوقف و کمیته ای متشکل از حقوقدانان عالی رتبه به منظور رسیدگی به شرایط اجرای حکم اعدام در کشور ایجاد کند. سازمان های ما همچنین از دولتمردان جمهوری اسلامی می خواهند که به "میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی" که ایران نیز از امضاء کنندگان آن می باشد احترام گذارند.




Execution of Mr. Yaghoub Mehrnehad

Paris-Geneva, August 6th, 2008. The International Federation for Human Rights (FIDH) and the World Organisation Against Torture (OMCT) strongly condemn the execution on August 4th, 2008 of Mr. Yaghoub Mehrnehad.
Mr. Yaghoub Mehrnehad was a social activist in the southeastern province of Sistan and Baluchistan and journalist for the Mardomsalari (Democracy) newspaper. He was also the Executive Director of Voice of Justice Youth Association, a local NGO registered with the authorities since 2002.
“This execution follows a blatantly unfair trial held behind closed doors, in the absence of a lawyer and without his family being informed of the hearing”, declared Mr. Karim Lahidji, Vice-President of FIDH. Mr. Yaghoub Mehrnehad had been sentenced to death last February for belonging to the “Jondollah” (Soldiers of Allah), a Baluchi armed group[1]. The sentence was confirmed by the Supreme Court.
FIDH and OMCT fear that Mr. Yaghoub Mehrnehad may have been sentenced and executed for his peaceful activities advocating for the rights and the autonomy of the Baluchi minority of Iran. “Over the last years, it’s the first time that a journalist and a civil society activist is executed, and this is an additional terrifying setback for human rights in the Islamic Republic”, added Mr. Lahidji. FIDH and OMCT call the Iranian authorities to release immediately and unconditionally Mr. Mehrnehad’s younger brother, Mr. Ebrahim Mehrnehad who has been detained since February 24, 2008, by security forces for having publicized the death sentence against his brother.
The repression against activists belonging to ethnic and religious minorities is dramatically on the rise in Iran; sometimes, they are accused of terrorism, attacks against national security, treason even if there is no concrete evidence against them. “The authorities do not seem to make any distinction between peaceful advocacy for the right of minorities and terrorist attacks by armed groups”, said Mr. Eric Sottas, Secretary General of OMCT.
Since January 2008, around 200 persons have been executed in Iran. As recently as July 27, 2008, 29 persons have been executed. At a time when momentum is gathering across the world to end capital punishment, the Islamic Republic of Iran defies international human rights law by the high level of executions under conditions that blatantly violate international human rights standards.
OMCT and FIDH strongly condemn Mr. Yaghoub Mehrnehad’s execution, and wish to recall that they are opposed to the death penalty as an extreme form of cruel, inhuman and degrading treatment and a violation of the right to life, as proclaimed in the Universal Declaration of Human Rights and other international human rights instruments.
Our organisations strongly urge the Islamic Republic of Iran to immediately stop executions of civil society activists and child offenders, and to appoint a committee of high level jurists to report on the application and conditions of implementation of death penalty in the country. They also urge the Iranian authorities to respect the International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR), ratified by Iran.
Contacts
OMCT: Alexandra Kossin: +41 22 809 49 39
FIDH: Gaël Grilhot/Karine Appy: + 33 1 43 55 25 18

Monday, August 11, 2008

کانون وبلاگ نویسان ایران (پن لاگ) اعدام وحشیانه وبلاگ نویس بلوچ آقای یعقوب مهرنهاد را به شدت محکوم می‌کند

بر کوتاه بود. صبح روز دوشنبه چهاردهم مرداد ماه 1387 آقای یعقوب مهرنهاد نویسنده وبلاگ مهرنهاد و دبیر انجمن جوانان صدای عدالت در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد. آقای مهرنهاد در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی فعالیت می‌کرد، اما پس از برگزاری یک جلسه پرسش و پاسخ در اردیبهشت ماه سال گذشته دستگیر شد. خانواده او پس از ماه‌ها موفق به دیدار او شدند واز آثار شکنجه جسمی و روحی خبر دادند. در بهمن ماه امسال پس از یک دادگاه غیر علنی و مبهم حکم اعدام او صادر شد. پس از اعتراضات بین المللی ابراهیم , برادر 16 ساله آقای مهرنهاد نیز دستگیر شد که هم اکنون در زندان زاهدان به سر می‌برد.

جرم آقای مهرنهاد نوشتن در باره مشکلات مردم بلوچ و بخصوص جوانان، انتقاد از مدیریت مسئولان و ارائه تصویری روشن از سختی‌های مردم در بلوچستان بود. انتقاد از مسئولین باعث شد که به او اتهام واهی ارتباط با گروه‌های محارب وارد شود و پس از شکنجه‌های فراوان عاقبت به دار آویخته شود. آقای مهرنهاد 28 ساله و صاحب سه فرزند بود.

کانون وبلاگ نویسان اعدام وحشیانه وبلاگ نویس بلوچ آقای یعقوب مهرنهاد را به شدت محکوم می‌کند و به خانواده مهرنهاد و بازماندگان او مراتب تسلیت خود را ابراز می‌دارد. کانون وبلاگ نویسان ایران توجه جهانیان را به بدعت بیرحمانه اعدام وبلاگ نویسان و روزنامه نگاران در ایران جلب می‌کند.

هم اکنون جان شش روزنامه نگار, معلم و فعال حقوق بشر کرد، آقایان عدنان حسن پور, هیوا بوتیمار، فرزاد کمانگر، انورحسین پناهی، فرهاد وکیلی و علی حیدریان که به اعدام محکوم شده‌اند در خطر جدی است. کانون وبلاگ نویسان ایران از همه سازمان‌های حقوق بشری برای نجات جان همه وبلاگ نویسان، روزنامه نگاران و زندانیان سیاسی در بند کمک می‌طلبد.

کانون وبلاگ نویسان ایران همچنین خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آقای ابراهیم مهرنهاد برادر 16 ساله آقای یعقوب مهرنهاد است.

کانون وبلاگ نویسان ایران( پن لاگ)

Thursday, August 7, 2008

آغاز به کار کمپین "توقف"!













به دنبال اعدام یعقوب مهرنهاد، کمپینی با عنوان «توقف» به منظور جلوگیری از اعدام سایر روزنامه نگاران محکوم به اعدام فعالیت خود را آغاز کرده است …

با گذشت دو روز از اجرای حکم اعدام یعقوب مهرنهاد و نگرانی از وضعیت روزنامه نگاران و فعالین مدنی کرد محکوم به اعدام، کمپین “توقف” فعالیت خود را ادامه می دهد.
این کمپین ساعاتی پس از انتشار خبر اعدام یعقوب مهرنهاد، روزنامه نگار و فعال مدنی بلوچ شروع به کار کرد. هدف اصلی از ایجاد این کمپین بنا به گفته دست اندرکاران آن، محکوم نمودن اعدام یعقوب مهرنهاد و نیز نگرانی عمیق از سرنوشت روزنامه نگاران و فعالین کرد محکوم به اعدام عنوان شده است.
در دومین روز فعالیت این کمپین تاکنون چندین سازمان حقوق بشری و مدنی، روزنامه نگاران، فعالین مدنی در داخل و خارج از ایران از این بیانیه حمایت کرده اند.
در بیانیه ی این کمپین می خوانیم: ” اجرای حکم اعدام یعقوب مهرنهاد می تواند راه را برای اعدام روزنامه نگاران و فعالین محکوم به اعدام در کردستان فراهم سازد. نباید ساکت نشست.ما جمعی از فعالین مدنی ضمن محکوم نمودن اجرای حکم اعدام برای یعقوب مهرنهاد، حاکمیت را آگاه می کنیم که صدور احکام اعدام برای فعالین مدنی می تواند بیانگر عدم وجود آزادی های لازم در کشور و اجرای این احکام تنها تائید این ادعا، چیز دیگری نمی تواند باشد.
اجرای احکام اعدام برای فعالینی چون یعقوب مهرنهاد که جامعه ای از فعالیت های سازنده ی او بهرمند بوده و از اقداماتش قدردانی می کند، تنها می تواند جامعه را در برابر حاکمیت قرار داده و موجب قهر مردم از حاکمیت و ایجاد خشونت هایی شوند که هم جامعه و هم قدرت از آن ضررمند خواهند شد.”
سازمان ها و شخصیت های حقیقی و حقوقی که تمایل دارند این بیانیه را امضا نمایند باید نام سازمان و یا اسامی خود را به آدرس ایمیل ارسال نمایند. yakurd@gmail.com
گفتنی است اینک شش روزنامه نگار و فعال مدنی در کردستان با صدور و یا تائید حکم اعدام روبرو شده اند: عدنان حسن پور، هیوا بوتیمار، فرزاد کمانگر، انور حسین پناهی، فرهاد وکیلی و علی حیدریان. همچنین صبح امروز حکم اعدام دومین معلم کرد محکوم به اعدام، انور حسین پناهی، تائید شد و نگرانی ها را افزایش داده است.

Tuesday, August 5, 2008

مگر این جوان چه کرده بود و چه گفته بود که تقاصش طناب دار بود؟












یعقوب را اعدام کردند

مگر این جوان چه کرده بود و چه گفته بود! بجز فعالیت در زمینه حقوق ساکنان سیستان و بلوچستان و بجز درد دل قلمی در وبلاگ خود و خواسته‌های مردم که همان تغییر مدیران ناموفق و جایگزینی مدیران میانه رو وانعطاف پذیر به جای برخی مدیران متعصب وخشک مذهبی در استان، و احقاق حقوق قومی و مذهبی اقلیت بلوچ، آیا جواب این خواسته ها محاربه و فساد فی الارض است ! آیا این است بهای اعتراض

چرا او را در یک دادگاه علنی و با حضور وکیل و خبرنگار و مردم محاکمه اش نکردید! مگر یعقوب کار غیر قانونی در کشور می‌کرد ! فعالیت اجتمایی او با مجوز دولت بود و انجمن جوانان صداي عدالت" که او دبیر آن بود، بعنوان نهادي مدني، مستقل و مردمي با اخذ اعتبارنامه از سازمان ملي جوانان از سال 1381 فعاليت آشکار داشت پس چرا او را در یک دادگاه ناعادلانه محکوم به مرگ کردید ؟ وقتی که به یعقوب مهرنهاد در 22 بهمن سال گذشته حکم اعدام دادند این حکم مورد اعتراض بسیاری از نهادهای حقوق بشری در سطح بین المللی قرار گرفت و بسیاری از وبلاگ نویسان و فعالین حقوق بشری نسبت به صدور حکم اعدام برای وی ابراز نگرانی کردند
یعقوب مهرنهاد اولین وبلاگ‌نویس ایرانی است که به خاطر فعالیت‌های مدنی و بیان عقایدش به طناب دار سپرده می‌شود

او یک وبلاگ نویس بود و پست های وبلاگی او نگاهش را به دنیا،زندگی،و اوضاع وطنش ایران و زاد بومش سیستان و
بلوچستان نشان می دهد.

یعقوب مهرنهاد در اولین پست وبلاگش که «نام آن خالقی که انسانها را آزاد آفرید» شروع شد، نوشه بود؛
«هرچند که مشغله ها بسیارند وفرصت آنکه بتوانم به صورت مستمر دغدغه ها و تراوشات ذهنی ام را در وبلاگی مستقل منتشر نمایم ممکن است برایم خیلی مقدور نباشد اما در مدت چند سال فعالیت در سازمانهای غیرحکومتی وتشکلهای مردمی آموخته وتجربه نموده ام که هرشخصی نیاز به درد دل وسخن گفتن دارد و چه خوب است تا آدم حرفها وگفته هایش را با یک دنیا آدم وهمنوع خود بزند . یک دنیا آدمی که فارغ از هرگونه مرده باد وزنده باد و بدور از هرگونه تعصب زبان وقومیت ومذهب وسرزمین می توانی با آنها سخن بگوئی اما هرگز اصالت خود را از یاد نبری واما هرگز فکر نکنی که به تو می گویند شهروند درجه دو ویا شاید هم شهروند درجه سه. اما در مورد خودم اگر بخواهم یک سطر توضیح بدهم اینگونه باید بگویم که: از خطه کویری بلوچستانم وساکن شهر زاهدان و دبیر تشکل غیردولتی به نام انجمن جوانان صدای عدالت و ۲۵ بهار از عمرم را تاکنون سپری نموده ام . اما آمده ام تا به جمع شما وبلاگ نویسان بپیوندم شاید بگوئید که وبلاگ نویسی در کشور ما جرم محسوب می گردد و ممکن است خطراتی را تحمل نمایم اما من می گویم که آنهائی که وبلاگ نویسی را جرم می دانند خودم را هم شهروند درجه دو می پندارند واز لحاظ سیاسی نیز از بسیاری مناصب وموقعیت ها در کشور محروم هستم پس بهتر آن است که حداقا همانگونه آزاد به دنیا آمده ام آزاد نیز از دنیا بدون هرگونه تعلل وسکوت وقید وبند ومماشاتی هم بروم شاید اینگونه بهتر به رستگاری برسم ومهم مشکلات این چند روز زندگی نیست که چگونه می گذرد مهم آن است که خود را به بهاء اندک نفروشیم و بسان آزادمردان زندگی کنیم وخوشحال خواهم شد تا مرا به جمع خود پذیرا باشید.»


ابراهیم مهرنهاد برادر 16 ساله یعقوب مهرنهاد و یکی از اعضای انجمن جوانان صدای عدالت هنوز در بازداشت بسر می‌برد قبل از اینکه او را هم بالای دار ببرند، توجه همه‌ی مجامع بین‌المللی مدافع حقوق بشر را به نقض حقوق اولیه کودکان در بند ایران جلب می‌کنیم


اسامی تعدادی از اعدامی‏های بلوچ

Thursday, June 26, 2008

ایران: تعدیات حقوق بشری علیه اقلیت بلوچ 1 مقدمه

سركوب دولتی اقلیت‌های قومی ایران، كه خواهان شناسایی حقوق سیاسی و فرهنگی ‌بیشتر خود بوده‌اند، در سال‌های اخیر تشدید شده است. با استقرار نیروهای نظامی خارجی بالقوه متخاصم در كشورهای همسایه ایران در شرق و غرب، مقامات كشور نسبت به جوامع اقلیت، كه بسیاری از آنان همانند آذربایجانی‌ها، كردها، عرب‌ها و بلوچ‌ها در مناطق مرزی متمركز شده‌اند، حساسیت بیشتری پیدا كرده‌اند. در برخی از این مناطق، گروه­های مسلحی فعالند كه بعضا مرتكب تعدیات حقوق بشری می­شوند.
به طور خاص، یك گروه مسلح بلوچ به نام جند‌الله كه به جنبش مقاومت مردم ایران نیز معروف است، از سال 2005 به چندین حمله و از جمله حملات مسلحانه (گاه مرگبار) علیه مسئولان و اعضای نیروهای امنیتی، گروگان‌گیری و كشتن گروگان‌ها دست زده است. حملات دیگری علیه افراد غیر نظامی از سوی‌مقامات به جندالله نسبت داده شده، ولی جندالله مسئولیت آن‌ها را تكذیب كرده است. در پاسخ، نیروهای امنیتی ایران به دستگیری افراد مظنون به ستیزه‌گری پرداخته‌اند و با كاربرد شكنجه از آنان «اعتراف» گرفته‌اند، كه برخی از این اعترافات در تلویزیون نشان داده شده است، و به قتل­های غیر قانونی دست زده‌اند. رویه‌های قضایی جدیدی اتخاذ شده كه حق برخورداری از یك محاكمه عادلانه را بیشتر تضعیف كرده است، و كاربرد مجازات اعدام، با افزایش شدید تعداد اعدام‌های بلوچ‌ها، شدت یافته است.
عفو بین‌الملل حملات گروه‌های مسلح كه عامدا افراد غیر نظامی را هدف قرار می‌دهند، و هم‌چنین گروگان‌گیری، حملات بی­ملاحظه و سایر خشونت­ها را در هر شرایطی محكوم می‌كند. این سازمان خواهان آن است كه عدالت در باره كسانی كه مرتكب این تعدیات می‌شوند از طریق محاکمه­های عادلانه و بدون كاربرد مجازات اعدام، اجرا شود.
عفو بین‌الملل هم‌چنین از حكومت‌ها می‌خواهد كه تجاوز به حقوق بشر را با تجاوز‌های بیشتر پاسخ ندهند. حكومت‌ها وظیفه دارند كه برای تأمین ایمنی مردم و حفظ آنان از حملات خشونت‌بار اقداماتی را انجام دهند، ولی آنان باید به تعهدات خود تحت قوانین بین‌المللی پایبند باشند و روش‌هایی را به کار نگیرند كه حقوق بشر را پایمال كند.
در زمانی كه توجه جهانی در مورد ایران بر برنامه هسته‌ای آن متمركز شده، تحریم‌هایی برقرار شده و امكان دخالت نظامی مطرح است، خطر آن وجود دارد كه مسایل عمده حقوق بشری از دستور كار جهانی‌ به كنار رود. عفو بین‌الملل به عنوان یك سازمان مستقل حقوق بشری معمولا در مورد اعمال تحریم یا اقدام نظامی موضعی اتخاذ نمی‌كند، ولی نگران آن است كه در شرایط تشدید تنش بین‌المللی، مانند آن چه كه اكنون در رابطه با ایران پیش آمده است، هم خطر نقض حقوق بشر افزایش یابد و هم موقعی كه عفو بین‌الملل و سایر سازمان‌ها این موارد نقض را مطرح می‌كنند این امر برای پیش‌برد هدف‌هایی كه با حفظ و ترویج حقوق بشر هیچ رابطه‌ای ندارد مورد بهره‌برداری قرار گیرد. در هر صورت، نقش عفو بین‌الملل آن است كه یك مدافع بی‌طرف حقوق بشر در سراسر جهان باشد، و این سازمان به عنوان بخشی از پیكار و تلاش‌های دیگری كه برای پایان دادن به نقض حقوق بشر و دادرسی برای قربانیان آن انجام می‌دهد موارد نقض حقوق بشر را مستند و منتشر می‌كند.
این گزارش بر موارد نقض حقوق بشر ارتكابی علیه بلوچ‌ها، یكی از جوامع اقلیت قومی ایران، متمركز شده است و به دنبال گزارش منتشره در مورد جامعه عرب اهوازی ایران در ماه مه 2006 نشر می‌یابد.1 بسیاری از نگرانی‌ها و موارد فردی تفصیل یافته در این گزارش در نامه مفصل عفو بین‌الملل خطاب به مصطفی محمد نجار وزیر دفاع ایران در دسامبر 2006 گنجانده شده بود. پس از آن، عفو بین‌الملل موارد دیگری را در ژوئیه و اوت 2007 با مقامات ایران در میان گذاشته است. تا هنگام نوشتن این گزارش، هیچ پاسخی به هیچ یك از این نامه‌ها نرسیده است. متأسفانه مقامات ایران به ندرت به دخالت‌های عفو بین‌الملل واكنش نشان می‌دهند. از بیش از 28 سال پیش، یعنی از فاصله كوتاهی پس از انقلاب اسلامی فوریه 1979، تا كنون مقامات به این سازمان اجازه نداده‌اند كه برای ارزیابی دست اول وضع حقوق بشر از ایران دیدن كند.
عفو بین‌الملل نسبت به افزایش نقض حقوق بشر علیه افراد اقلیت بلوچ شدیدا نگران است و از مقامات ایران می‌خواهد كه برای پایان دادن به آن و رعایت حقوق بشر گام‌های فوری‌ بردارند. به خصوص، مقامات باید به دستگیری‌های خودسرانه و شكنجه و بدرفتاری با زندانیان خاتمه دهند، و آن دسته از اعضای نیروهای امنیتی و مقاماتی را كه مسئول شكنجه هستند محاکمه و عدالت را در باره آنها اجرا کنند و ترتیبی‌ قطعی بدهند كه كسانی‌ كه متهم به ارتكاب جرم هستند تحت محاكمه عادلانه قرار گیرند، و كاربرد مجازات اعدام را قطع كنند. آنان هم‌چنین باید در مقررات امنیتی جاری در مناطق اقلیت بلوچ ایرانی بازنگری‌ كنند تا اطمینان حاصل شود كه این مقررات امكان نقض حقوق بشر را تسهیل نكند، و به تبعیض علیه بلوچ‌ها در قانون و عمل خاتمه دهند. آنان به خصوص باید با انجام اقداماتی به منظور پایان دادن به قاچاق دختران و زنان، به مسئله تجاوز علیه زنان و دختران توجه خاص مبذول دارند و دسترسی دختران و زنان به آموزش را بهبود ببخشند.
عفو بین‌الملل هم‌چنین از جندالله می‌خواهد كه فورا از رفتارهای‌ ضد حقوق بشری، و از جمله حملات بی­ملاحظه، گروگان‌گیری و كشتن گرو‌گان‌ها دست بكشد
1 Iran: Defending Minority Rights – The Ahwazi Arabs (AI Index: MDE 13/056/2006).

2 - جامعه بلوچ در ایران

اعتقاد بر این است كه جامعه بلوچ ایران یك تا سه در صد جمعیت تقریبا 70 میلیونی ایران1 را در بر می‌گیرد. بیشتر بلوچ‌ها در استان سیستان و بلوچستان زندگی‌ می‌كنند، و تعداد كمتری از آنان در استان كرمان. ولی، بلوچ‌ها در جستجوی‌ كار به سایر نقاط ایران و به خصوص تهران مهاجرت كرده‌اند. بسیاری از آنان با جوامع بلوچ‌ در كشورهای همسایه پاكستان و افغانستان پیوندهای محكم قبیله­ای و خانوادگی دارند، و اعتقاد بر این است كه صدهاهزار نفر از آنان در جستجوی كار به كشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس مهاجرت كرده‌اند. زبان اول بلوچ‌های ایران عمدتا بلوچی است و اقلیتی از آنان براهویی صحبت می‌كنند. بیشتر آنان مسلمان سنی‌ هستند، گرچه اكثریت ایرانیان (تقریبا 90 در صد) شیعه‌اند. گفته می‌شود كه تقریبا 20 هزار نفر از ساكنان 7/1 میلیونی استان سیستان و بلوچستان چادرنشین‌اند2.
1 ایران آمار رسمی در مورد تركیب دموگرافیك جمعیت كشور را ارائه نمی‌دهد. رییس مركز آمارایران در نوامبر 2006 گفت كه تخمین‌های اولیه از ششمین سرشماری سرتاسری كل جمعیت را 70،049،262 نفر نشان می‌دهد. سایت اینترنتی ‌ایران، 26 نوامبر 2006. تصور بر این است كه نیمی از این تعداد متعلق به اكثریت فارس باشد.
2 www.unodc.org/pdf/iran/drug_crime_situation/dsr/Supply_Reduction_trends_and_trafficking.pdf.